تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥
«بنى نضير» كه هر دو از طوائف يهود بودند «١» و با هم قرابت نزديك داشتند به خاطر منافع دنيا با يكديگر به مخالفت برخاستند، «بنى نضير» به طايفه «خزرج» كه از مشركان «مدينه» بود پيوستند و «بنى قريظه» به طايفه «اوس» و در جنگهائى كه ميان آن دو قبيله روى مىداد، هر يك از اينها طايفه هم پيمان خود را كمك مىكرد، و از طايفه ديگر مىكشت، اما هنگامى كه آتش جنگ فرو مىنشست، همه يهود جمع مىشدند، دست به دست هم مىدادند تا از طريق پرداختن فديه، اسيران خود را آزاد كنند، و در اين عمل استناد به حكم و قانون تورات مىكردند در حالى كه اوّلًا، «اوس» و «خزرج» هر دو مشرك بودند و كمك به آنها جايز نبود و ثانياً، همان قانونى كه دستور فدا را داده بود، دستور خوددارى از قتل را نيز صادر كرده بود. «٢»
و يهود- همانند اقوام لجوج و نادان ديگر- از اين اعمال ضد و نقيض فراوان داشتند.
***
٢- تبعيض در احكام خدا و انگيزه آن
گفتيم: قرآن مجيد، يهود را در برابر اعمال ضد و نقيض و تبعيضشان در ميان احكام خدا شديداً مورد سرزنش قرار داده و به اشد مجازات تهديد مىكند، به خصوص اين كه آنها احكام كوچكتر را عمل مىكردند، اما در برابر احكام مهمتر يعنى قانون تحريم ريختن خون يكديگر و آواره ساختن هم مذهبان از خانه و ديارشان، مخالفت مىكردند.
در حقيقت آنها تنها براى دستوراتى ارج و بها قائل بودند كه از نظر زندگى