تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧
آماج شديدترين حملات قرار گرفتند، و يك سوره در قرآن به نام سوره «منافقون» پيرامون وضع آنها نازل شده است.
در سورههاى «توبه»، «حشر» و بعضى ديگر از سورههاى قرآن نيز، مورد نكوهش فراوان قرار گرفتهاند، از جمله سيزده آيه از آيات همين سوره «بقره» از صفات آنها و عواقب شومشان سخن مىگويد.
***
٥- فريب دادن وجدان
مشكل بزرگى كه مسلمانان در ارتباط با منافقان داشتند اين است كه از يكسو مأمور بودند هر كس اظهار اسلام مىكند، با آغوش باز از او استقبال كنند، و از تفتيش عقائد در مورد اشخاص خوددارى نمايند.
از سوى ديگر، بايد مراقب توطئههاى منافقان باشند، منافقانى كه با قيافه حق به جانب و به نام يك فرد مسلمان، گفتارشان مورد قبول افراد واقع مىشد، در حالى كه در باطن، سدّ راه اسلام و از دشمنان قسم خورده بودند.
اين گروه با پيش گرفتن اين راه، فكر مىكردند مىتوانند خداوند و مؤمنان را براى هميشه فريب دهند، در حالى كه بدون توجه خود را فريب مىدادند.
تعبير به «يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا» (با توجه به معنى مخادعه كه به معنى نيرنگ و خدعه از دو طرف است) مفهوم دقيقى را ترسيم مىكند و آن اين كه آنها بر اثر كوردلى، اعتقاد داشتند: پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يك خدعهگر است كه براى حكومت بر مردم، دين و نبوت را مطرح ساخته، و افراد سادهلوح نيز اطراف او جمع شدهاند، لذا بايد در مقابل او به خدعه برخاست!، بنابراين از يكسو كار اين منافقين، خدعه و نيرنگ بود.
و از سوئى ديگر درباره پيامبر بزرگ خدا نيز چنين اعتقاد غلطى داشتند.
اما جمله بعد (وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ) هر دو پندار آنها را در هم مىكوبد.