تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩١
تأكيد قرار گرفته باشد، در قرآن مجيد حدود هفتاد مورد از «صبر»، سخن به ميان آمده كه بيش از ده مورد از آن به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله اختصاص دارد.
تاريخ مردان بزرگ گواهى مىدهد: يكى از عوامل مهم يا مهمترين عامل پيروزى آنان استقامت و شكيبائى بوده است، افرادى كه از اين صفت بىبهرهاند در گرفتارىها بسيار زود از پا در مىآيند و مىتوان گفت: نقشى را كه اين عامل در پيشرفت افراد و جامعهها ايفا مىكند، نه فراهم بودن امكانات دارد و نه استعداد و هوش و مانند آن.
به همين دليل در قرآن مجيد روى اين موضوع با مؤكدترين بيان تكيه شده است، آنجا كه مىگويد: إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِساب: «صابران، پاداش خود را بىحساب مىگيرند». «١»
و در مورد ديگر بعد از ذكر «صبر در برابر حوادث» مىخوانيم: إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ: «اين كار از محكمترين كارها است». «٢»
اصولًا ويژگىِ استقامت و پايمردى، اين است كه: فضائل ديگر بدون آن ارج و بهائى نخواهند داشت، چرا كه پشتوانه همه آنها صبر است و لذا در «نهج البلاغه» در كلمات قصار مىخوانيم: وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الإِيمانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لا رَأْسَ مَعَهُ وَ لا فِي إِيمانٍ لا صَبْرَ مَعَهُ: «بر شما باد به صبر و پايدارى كه صبر در برابر ايمان همچون سر است در مقابل تن، تن بىسر فايدهاى ندارد، همچنين ايمان بدون صبر ناپايدار و بىنتيجه است». «٣»
در روايات اسلامى عالىترين صبر را آن دانستهاند كه به هنگام فراهم آمدن