تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١
٤- مقصود از «قلب» در قرآن
چرا درك حقايق در قرآن به قلب نسبت داده شده است، در حالى كه مىدانيم قلب مركز ادراكات نيست بلكه تلمبهاى است براى گردش خون در بدن؟!
در پاسخ چنين مىگوئيم:
«قلب» در قرآن به معانى گوناگونى آمده است، از جمله:
١- به معنى «عقل و درك»، چنان كه در آيه ٣٧ سوره «ق» مىخوانيم: إِنَّ في ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْب: «در اين مطالب، تذكر و يادآورى است براى آنان كه نيروى عقل و درك داشته باشند».
٢- به معنى «روح و جان»، چنان كه در سوره «احزاب» آيه ١٠ آمده است: وَ إِذْ زاغَتِ الأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ: «هنگامى كه چشمها از وحشت فرو مانده و جانها به لب رسيده بود».
٣- به معنى «مركز عواطف»، آيه ١٢ سوره «انفال» شاهد اين معنى است:
سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْب: «به زودى در دل كافران ترس ايجاد مىكنم».
و در جاى ديگر در سوره «آل عمران» آيه ١٥٩ مىخوانيم: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك: «... اگر سنگدل بودى از اطرافت پراكنده مىشدند».
توضيح اين كه:
در وجود انسان دو مركز نيرومند به چشم مىخورد:
١- مركز ادراكات، كه همان «مغز و دستگاه اعصاب» است و لذا هنگامى كه مطلب فكرى براى ما پيش مىآيد، احساس مىكنيم، با مغز خويش آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مىدهيم (اگر چه مغز و سلسله اعصاب در واقع وسيله و