تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
از همه جهان است.
آنچه سبب مىشود كه مخصوصاً ما روى مفهوم وسيع عالم تكيه كنيم آن است كه بعد از جمله «الْحَمْدُ لِلَّهِ» آمده در اين جمله همه حمد و ستايش را مخصوص خدا مىشمريم، سپس «رب العالمين» را به منزله دليلى بر آن ذكر مىكنيم، مىگوئيم: همه ستايشها مخصوص او است؛ چرا كه هر كمالى و هر نعمتى و هر موهبتى كه در جهان وجود دارد مالك، صاحب و پروردگارش او مىباشد.
***
نكتهها:
١- خط سرخ بر همه «ربّ النوعها»
مطالعه تاريخ اديان و مذاهب نشان مىدهد: منحرفان از خط توحيد راستين، همواره براى اين جهان ربّ النوعهائى قائل بودند، سرچشمه اين تفكر غلط اين بوده كه گمان مىكردند هر يك از انواع موجودات نياز به ربّ النوع مستقلى دارد كه آن نوع را تربيت و رهبرى كند، گويا خدا را كافى براى تربيت اين انواع نمىدانستند!.
حتى براى امورى همانند عشق، عقل، تجارت، جنگ و شكار ربّ النوعى قائل بودند، از جمله «يونانيان» دوازده خداى بزرگ (ربّ النوع) را پرستش مىكردند كه به پندار آنها بر فراز قله «المپ» بزم خدائى دائر ساخته، و هر يك مظهر يكى از صفات آدمى بودند! «١»
در «كلده» پايتخت كشور «آشور» به ربّ النوع آب، ربّ النوع ماه، ربّ النوع خورشيد، و ربّ النوع زهره قائل بودند، و هر كدام را به نامى مىناميدند، و