تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
نكتهها:
١- استمرار در طريق ايمان و عمل
در آيات فوق، همه جا از فعل مضارع كه معمولًا براى استمرار است، استفاده شده (يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب- يُقيمُونَ الصَّلاة- يُنْفِقُونَ- وَ بِالآْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون) و اين نشان مىدهد: پرهيزگاران و مؤمنان راستين كسانى هستند كه در برنامههاى خود، ثبات و استمرار دارند، فراز و نشيب زندگى در روح و فكر آنها اثر نمىگذارد و خللى در برنامههاى سازنده آنها ايجاد نمىكند.
آنها در آغاز، روح حقطلبى دارند و همان سبب مىشود كه به دنبال دعوت قرآن بروند و سپس دعوت قرآن، اين ويژگىهاى پنجگانه را در آنان ايجاد مىكند.
***
٢- حقيقت تقوا چيست؟
«تقوا» در اصل از ماده «وقايه» به معنى نگهدارى يا خويشتن دارى است «١» و به تعبير ديگر يك نيروى كنترل درونى است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مىكند، و در واقع نقش ترمز نيرومندى را دارد كه ماشين وجود انسان را در پرتگاهها حفظ و از تندروىهاى خطرناك، باز مىدارد.
به همين دليل امير مؤمنان على عليه السلام «تقوا» را به عنوان يك دژ نيرومند در برابر خطرات گناه شمرده است، آنجا كه مىفرمايد: اعْلَمُوا عِبادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوى دارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ: «اى بندگان خدا بدانيد تقوا دژى است مستحكم و غير قابل