تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
همچنين تغيير قبله كه به خاطر مناسبتهاى خاصى صورت گرفته، كمترين اثرى در اين امر ندارد مگر جائى هست كه از خدا خالى باشد؟ اصولًا خدا مكان ندارد.
لذا در پايان آيه مىفرمايد: «خداوند نامحدود، بىنياز و دانا است» «إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ».
توجه به اين نكته لازم است كه: منظور از مشرق و مغرب در آيه فوق، اشاره به دو سمت خاص نيست، بلكه اين تعبير كنايه از تمام جهات است، همان گونه كه مثلًا مىگوئيم: دشمنان على عليه السلام به خاطر عداوت و دوستانش از ترس، فضائل او را پوشاندند، اما با اين حال فضائلش شرق و غرب عالم را گرفت (يعنى همه دنيا).
شايد تكيه بر خصوص شرق و غرب به خاطر اين باشد كه انسان، نخستين جهتى را كه مىشناسد اين دو جهت است، و بقيه جهات به وسيله مشرق و مغرب شناخته مىشود.
در قرآن مجيد، نيز مىخوانيم: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الأَرْضِ وَ مَغارِبَها: «ما شرق و غرب زمين را در اختيار جمعيتى كه مستضعف بودند قرار داديم». «١»
***
نكتهها:
١- فلسفه قبله
نخستين سؤالى كه در اينجا پيش مىآيد اين است: اگر به هر سو رو كنيم خدا آنجاست، پس توجه به قبله چه لزومى دارد؟