تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠
نكتهها:
١- نقطه اتكاء فقط او است
طبق آنچه در ادبيات عرب خواندهايم هنگامى كه «مفعول» بر «فاعل» مقدم شود، معنى حصر از آن استفاده مىگردد، در اينجا مقدم شدنِ كلمه «إِيَّاك» بر «نَعْبُد» و «نَسْتَعِين» دليل بر انحصار است و نتيجه آن همان توحيد عبادت و توحيد افعالى است كه در بالا بيان كرديم.
حتى در عبوديت و بندگى خود نيز احتياج به كمك او داريم، و در اين راه نيز بايد از او استعانت جست، مبادا گرفتار انحراف، عجب و ريا و امورى مانند اينها بشويم، كه عبوديت ما را پاك در هم مىريزد.
به تعبير ديگر، در جمله اول كه مىگوئيم: «تنها تو را مىپرستيم» كمى بوى استقلال دارد (يعنى ما با قدرت خود و بدون نياز اين گونه عمل مىكنيم)، بلافاصله با جمله «إِيَّاكَ نَسْتَعينُ» آن را اصلاح مىكنيم و آن حالت «بين الامرين» (نه جبر و نه تفويض) را در عبارت خود مجسم مىسازيم و الگوئى خواهد بود براى همه كارهاى ما.
***
٢- ذكر صيغه جمع
ذكر صيغه جمع در «نَعْبُدُ» و «نَسْتَعينُ» و همچنين آيات بعد كه همه به صورت جمع است، نشان مىدهد: اساس عبادت مخصوصاً نماز بر پايه جمع و جماعت است، حتى به هنگامى كه بنده در برابر خدا به راز و نياز بر مىخيزد بايد خود را ميان جمع و جماعت ببيند، تا چه رسد به ساير كارهاى زندگيش.
به اين ترتيب، هر گونه فردگرائى، تكروى، انزواطلبى و مانند اينها مفاهيمى مردود از نظر قرآن و اسلام شناخته مىشود.