تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
عموميت رحمت او است، و «رحيم» را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است و اين ويژه مؤمنان مىباشد.
شاهد ديگر اين كه «رحمان» از اسماء مختص خداوند است و در مورد غير او به كار نمىرود، در حالى كه «رحيم» صفتى است كه هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مىشود، چنان كه درباره پيامبر صلى الله عليه و آله در قرآن مىخوانيم:
عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَئُوفٌ رَحيم:
«ناراحتىهاى شما بر پيامبر گران است، و نسبت به هدايت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم مىباشد». «١»
لذا در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده: الرَّحْمانُ إِسْمُ خاصٍّ، بِصِفَةٍ عامَّةٍ، وَ الرَّحِيْمُ إِسْمُ عامٍّ بِصِفَةٍ خاصَّةٍ: «رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد (نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مىگيرد) ولى رحيم اسم عام است به صفت خاص (نامى است كه بر خدا و خلق هر دو گفته مىشود اما اشاره به رحمت ويژه مؤمنان دارد)». «٢»
با اين همه، گاه مىبينيم «رحيم» نيز، به صورت يك وصف عام استعمال مىشود البته، هيچ مانعى ندارد تفاوتى كه گفته شد در ريشه اين دو لغت باشد، اما استثناهائى نيز در آن راه يابد.
در دعاى بسيار ارزنده و معروف امام حسين عليه السلام به نام دعاى «عرفه» مىخوانيم: يا رَحْمانَ الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ وَ رَحِيمَهُما: «اى خدائى كه رحمان دنيا و آخرت توئى و رحيم دنيا و آخرت نيز توئى»! «٣»