تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
داراى «عهد الهى» هستند.
اين دو عنوان همان گونه كه از مفهوم لغوى آنها، و از رواياتى كه در تفسير اين آيات وارد شده استفاده مىشود، به معنى ايمان به خدا، حساب، ميزان، پاداش، كيفر و اعتراف به حسنات و سيئات «نيكى اعمال نيك و بدى اعمال بد» و گواهى به درستى تمام مقرراتى است كه از سوى خدا نازل شده، ايمانى كه در فكر و سپس در زندگى آدمى انعكاس يابد، و نشانهاش اين است كه خود را از صفت ظالمان طغيانگر كه هيچ اصل مقدسى را به رسميت نمىشناسند، بيرون آورد و به تجديد نظر در برنامههاى خود وادارد.
در آيه ٦٤ سوره «نساء» در مورد آمرزش گناهان در سايه شفاعت مىخوانيم: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» در اين آيه، توبه و استغفار مجرمان مقدمهاى براى شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله شمرده شده است.
و در آيات ٩٧ و ٩٨ سوره «يوسف»: «قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ* قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ» نيز آثار ندامت و پشيمانى از گناه در تقاضاى برادران يوسف از پدر به خوبى خوانده مىشود.
در مورد شفاعت فرشتگان (در سوره مؤمن، آيه ٧) مىخوانيم: استغفار و شفاعت آنها تنها براى افراد با ايمان، تابعان سبيل الهى و پيروان حق است: «وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحيم».
باز در اينجا اين سؤال كه:- «با وجود توبه و تبعيت از سبيل الهى و گام نهادن در مسير حق، چه نيازى به شفاعت است»؟- مطرح مىشود كه در بحثِ حقيقت شفاعت از آن پاسخ خواهيم گفت.