تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
نورزيد».
در اينجا «دين ثابت و پا بر جا و آئين توحيدى ابراهيم و نفى هر گونه شرك» به عنوان صراط مستقيم معرفى شده كه اين جنبه عقيدتى را مشخص مىكند.
اما در سوره «يس» آيات ٦٠ و ٦١ چنين مىخوانيم: أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ* وَ أَنِ اعْبُدُوني هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ: «اى فرزندان آدم مگر با شما پيمان نبستم كه شيطان را پرستش نكنيد (به دستورات او عمل ننمائيد)* و مرا پرستش كنيد اين همان صراط مستقيم است».
در اينجا به جنبههاى عملى آئين حق، اشاره شده كه نفى هر گونه كار شيطانى و عمل انحرافى است.
و به گفته قرآن در سوره «آل عمران» آيه ١٠١ راه رسيدن به صراط مستقيم پيوند و ارتباط با خدا است (وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيم).
ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مىرسد كه: راه مستقيم هميشه يك راه بيشتر نيست، زيرا ميان دو نقطه تنها يك خط مستقيم وجود دارد كه نزديكترين راه را تشكيل مىدهد.
بنابراين اگر قرآن مىگويد: صراط مستقيم، همان دين و آئين الهى در جنبههاى عقيدتى و عملى است به اين دليل است كه نزديكترين راه ارتباط با خدا همان است.
و نيز به همين دليل است كه دين واقعى يك دين بيشتر نيست: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإِسْلامُ: «دين در نزد خدا اسلام است». «١»
به خواست خدا بعداً خواهيم ديد كه اسلام معنى وسيعى دارد كه هر آئين توحيدى را در آن عصر و زمان كه رسميت داشته و با آئين جديد نسخ نشده