تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣
٣- انگيزه قتل چه بود؟
آن چنان كه از تواريخ و تفاسير استفاده شده، انگيزه قتل در ماجراى بنى اسرائيل را مال و يا ازدواج دانستهاند.
بعضى از مفسران معتقدند: يكى از ثروتمندان بنى اسرائيل كه ثروتى فراوان داشت و وارثى جز پسر عموى خويش نداشت، عمر طولانى كرد، پسر عمو هر چه انتظار كشيد عموى پيرش از دنيا برود و اموال او را از طريق ارث تصاحب كند، ممكن نشد، لذا تصميم گرفت او را از پاى در آورد.
بالاخره، پنهانى او را كشت و جسدش را در ميان جاده افكند، سپس بناى ناله و فرياد را گذاشت و به محضر موسى عليه السلام شكايت آورد كه عموى مرا كشتهاند! «١»
بعضى ديگر از مفسران گفتهاند: انگيزه قتل اين بوده است كه قاتل عموى خويش، تقاضاى ازدواج با دخترش را نمود به او پاسخ رد داده شد و دختر را با جوانى از پاكان و نيكان بنى اسرائيل همسر ساختند، پسر عموى شكستخورده دست به كشتن پدر دختر زد، سپس شكايت به موسى عليه السلام كرد كه عمويم كشته شده قاتلش را پيدا كنيد! «٢»
به هر حال، ممكن است در اين آيه اشاره به اين حقيقت نيز باشد كه سرچشمه مفاسد، قتلها و جنايات غالباً دو موضوع است: «ثروت» و «بىبند و بارىهاى جنسى».
***
٤- نكات آموزنده اين داستان
اين داستان عجيب، علاوه بر اين كه دليل بر قدرت بى پايان پروردگار بر