تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
نكتهها:
١- دلائل نفى فرزند
اين سخن كه خداوند فرزندى دارد، بدون شك زائيده افكار ناتوان انسانهائى است كه خدا را در همه چيز با وجود محدود خودشان مقايسه مىكردند.
انسان به دلائل مختلفى نياز به وجود فرزند دارد: از يكسو، عمرش محدود است و براى ادامه نسل، تولد فرزند لازم است.
از سوى ديگر، قدرت او محدود است، و مخصوصاً به هنگام پيرى و ناتوانى نياز به معاونى دارد كه به او در كارهايش كمك كند.
از سوى سوم، جنبههاى عاطفى، و روحيه انسطلبى، ايجاب مىكند كه مونسى در محيط زندگى خود داشته باشد كه آن هم به وسيله فرزندان تأمين مىگردد.
بديهى است هيچ يك از اين امور، در مورد خداوندى كه آفريننده عالم هستى و قادر بر همه چيز، و ازلى و ابدى است مفهوم ندارد.
به علاوه داشتن فرزند، لازمهاش جسم بودن است كه خدا از آن نيز منزه مىباشد. «١»
***
٢- تفسير جمله «كُنْ فَيَكُون»
اين تعبير، در آيات متعددى از قرآن آمده است. «٢»
اين جمله از اراده تكوينى خداوند و حاكميت او در امر خلقت سخن