تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
و در مورد شفاعت كنندگان نيز اين شرط را ذكر كرده كه بايد گواه بر حق باشند: «إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ» «١»
و به اين ترتيب، شفاعتشونده بايد يك نوع ارتباط و پيوند با شفاعت كننده بر قرار سازد، پيوندى از طريق توجه به حق و گواهى قولى و فعلى به آن، كه اين خود نيز عامل ديگرى براى سازندگى و بسيج نيروها در مسير حق است.
***
٥- احاديث اسلامى و شفاعت
در روايات اسلامى نيز تعبيرات فراوانى مىبينيم كه مكمل مفاد آيات فوق است و گاهى صريحتر از آن، از جمله:
١- در تفسير «برهان» از امام كاظم عليه السلام از على عليه السلام نقل شده كه مىفرمايد: از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم: شَفاعَتِي لِاهْلِ الْكَبائِرِ مِنْ أُمَّتِي ...: «شفاعت من براى مرتكبين گناهان كبيره است». «٢»
راوى حديث كه «ابن ابى عمير» است مىگويد: از امام كاظم عليه السلام پرسيدم:
چگونه براى مرتكبان گناهان كبيره شفاعت ممكن است در حالى كه خداوند مىفرمايد: «وَ لايَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى» و مسلّم است كسى كه مرتكب كبائر شود مورد ارتضاء و خشنودى خدا نيست.
امام عليه السلام در پاسخ فرمود: «هر فرد با ايمانى كه مرتكب گناهى مىشود طبعاً پشيمان خواهد شد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده پشيمانى از گناه توبه است ... و كسى كه پشيمان نگردد، مؤمن واقعى نيست، و شفاعت براى او نخواهد بود و عمل او