تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
در تكيهگاههائى كه براى خود انتخاب كردهاند، مجسم سازد آنها را تشبيه به عنكبوتى مىكند كه آن لانه سست را براى خود انتخاب كرده است، كه سُستترين خانهها در جهان خانه عنكبوت است (مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون).
مسلماً اگر در اين گونه موارد به جاى اين مثالهاى كوچك، مثلهاى بزرگى از آفرينش كواكب و آسمانهاى پهناور قرار داده شود، بسيار نامناسب خواهد بود، و هرگز با اصول فصاحت و بلاغت سازگار نيست.
اينجا است كه خداوند مىفرمايد: ما ابا نداريم از اين كه به پشه مثال بزنيم و يا بالاتر از آن، تا حقايق عقلانى را در لباس مثالهاى حسّى بريزيم و در اختيار بندگان قرار دهيم.
خلاصه اين كه: هدف رساندن مطلب است، مثالها نيز بايد قبائى باشد درست متناسب قامت مطالب.
در اين كه منظور از: فَما فَوْقَها «پشه يا بالاتر از آن» چيست؟ مفسران دو گونه تفسير كردهاند:
گروهى گفتهاند: منظور «بالاتر از آن در كوچكى» است، زيرا مقام، مقام بيان كوچكى مثال است، و برترى نيز از اين نظر مىباشد، اين درست به آن مىماند كه گاه به كسى بگوئيم تو چرا براى يك تومان اين همه زحمت مىكشى، شرم نمىكنى؟ او مىگويد: شرمى ندارد من براى بالاتر از آن هم زحمت مىكشم، حتى براى يك ريال!
بعضى ديگر گفتهاند: مراد «بالاتر از نظر بزرگى» است، يعنى خداوند هم مثالهاى كوچك را مطرح مىكند و هم مثالهاى بزرگ را، درست مطابق مقتضاى حال.