تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦
اما همان طور كه گفتيم چنانچه ياد گرفتن آن به منظور ابطال سحر ساحران باشد اشكالى ندارد، بلكه گاهى به عنوان واجب كفائى مىبايست عدهاى سحر را بياموزند تا اگر مدعىِ دروغگوئى خواست از اين طريق مردم را اغفال يا گمراه كند، سحر و جادوى او را ابطال نمايند، و دروغ مدعى را فاش سازند.
شاهد اين سخن كه اگر سحر براى ابطال سحر و حل و گشودن آن باشد بى مانع است، حديثى است كه از امام صادق عليه السلام نقل شده، در اين حديث مىخوانيم:
«يكى از ساحران و جادوگران كه در برابر انجام عمل سحر مزد مىگرفت خدمت امام صادق عليه السلام رسيده عرض كرد: حرفه من سحر بوده است و در برابر آن مزد مىگرفتم، خرج زندگى من نيز از همين راه تامين مىشد، و با همان در آمد، حج خانه خدا را انجام دادهام، ولى اكنون آن را ترك و توبه كردهام، آيا براى من راه نجاتى هست»؟
امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمود: «عقده سحر را بگشا، ولى گره جادوگرى مزن». «١»
از اين حديث استفاده مىشود براى گشودن گره سحر، آموختن و عمل آن بى اشكال است.
***
٧- جادوگرى از نظر تورات
سحر و جادوگرى از نظر كتب عهد قديم (تورات و كتب ملحق به آن) نيز ناروا و بسيار ناپسند است، زيرا در تورات مىخوانيم: «با صاحبان اجِنَّه توجه