تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
خواهد گرفت؛ چرا كه سابقاً هم گفتيم ادامه راه غلط، تدريجاً نيروى تشخيص و درك انسان را ضعيف مىكند، تا آنجا كه گاهى حقايق را وارونه مىبيند، نيك در نظرش بد، و فرشته ديو، خودنمائى مىكند.
به هر حال اين تشبيه، در حقيقت، يك واقعيت را در زمينه نفاق روشن مىسازد، و آن اين كه: نفاق و دوروئى براى مدت طولانى نمىتواند مؤثر واقع شود ممكن است منافقان براى مدت كوتاهى از مزاياى اسلام و مصونيتهاى مؤمنان برخوردار شوند و از رفاقت پنهانى با كفار نيز بهره گيرند.
ولى اين امر، همچون شعله ضعيف و كمدوامى كه در يك بيابان تاريك و ظلمانى در معرض وزش طوفانها است ديرى نمىپايد، و سرانجام چهره واقعى آنها آشكار مىگردد، و به جاى كسب موفقيت و محبوبيت، منفور و مطرود خواهند شد و همانند كسى كه در بيابان راه را گم كرده و چراغ را از دست داده سرگردان مىمانند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه در تفسير آيه: هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً: «آن خدائى است كه خورشيد را روشنائى و ماه را نوربخش قرار داد»؛ «١»
از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده كه فرمود: أَضاءَتِ الأَرْضُ بِنُورِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله كَما تُضِيءُ الشَّمْسُ فَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله الشَّمْسَ وَ مَثَلَ الْوَصِيِّ الْقَمَر:
«خداوند صفحه روى زمين را به محمّد صلى الله عليه و آله روشن ساخت همان گونه كه با نور آفتاب، لذا محمّد صلى الله عليه و آله را به خورشيد تشبيه كرد، و وصى او (على عليه السلام را) به ماه». «٢»