تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧
توحيد خالص و حق و عدالت، هر چند هر يك از آنها در مقطعهاى خاص زمانى خود وظائف و ويژگىهائى داشتند.
***
سپس اضافه مىكند: «اگر آنها به همين امور كه شما ايمان آوردهايد ايمان بياورند هدايت يافتهاند» «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا».
«و اگر سرپيچى كنند از حق جدا شدهاند» «وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ في شِقاقٍ».
اگر آنها مسائل نژادى، قبيلگى و مانند آن را در مذهب دخالت ندهند، و همه پيامبران الهى را بدون استثناء به رسميت بشناسند آنان نيز هدايت يافتهاند در غير اين صورت، حق را رها كرده و به سراغ باطل رفتهاند.
كلمه «شِقاق» در اصل به معنى شكاف، منازعه و جنگ است، و در اينجا بعضى آن را به كفر تفسير كردهاند و بعضى به گمراهى، و گاه به جدائى از حق و توجه به باطل، و همه اينها در واقع به يك حقيقت باز مىگردد.
بعضى از مفسران نقل كردهاند: پس از نزول آيه قبل و ذكر حضرت مسيح عليه السلام در رديف ساير پيامبران جمعى از مسيحيان گفتند، ما اين سخن را نمىپذيريم عيسى عليه السلام همچون ساير پيامبران نبود، او پسر خدا بود! آخرين آيه مورد بحث نازل شد و به آنها هشدار داد كه در گمراهى و كفر و شقاق هستند.
به هر حال، در پايان آيه به مسلمانان دلگرمى مىدهد از توطئههاى دشمنان نهراسند مىگويد: «خداوند دفع شر آنها را از شما مىكند و او شنونده و دانا است» سخنانشان را مىشنود و از توطئههاشان آگاه است «فَسَيَكْفيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ». «١»
***