تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
نكتهها:
١- دلهاى آنها همانند يكديگر است
در آيات فوق خوانديم كه قرآن مىگويد: اين بهانهگيرىها تازگى ندارد، اقوام منحرف پيشين نيز همين حرفها را داشتند، گوئى دلهاى آنها درست همانند هم ساخته شده.
اين تعبير اشاره به اين نكته نيز مىباشد كه گذشت زمان و تعليمات پيامبران مىبايست اين اثر را گذارده باشد كه نسلهاى آينده سهم بيشترى از آگاهى پيدا كنند و سخنان بىاساسى كه نشانه نهايت جهل و نادانى است كنار بگذارند.
اما متأسفانه اين گروه از اين برنامه تكاملى هيچ گونه سهمى نبردهاند، همچنان در جا مىزنند، گوئى به هزاران سال قبل تعلق دارند و گذشت زمان كمترين تكانى به فكر آنها نداده است.
***
٢- دو اصل مهم تربيتى
«بشارت» و «انذار» يا «تشويق» و «تهديد» بخش مهمى از انگيزههاى تربيتى و حركتهاى اجتماعى را تشكيل مىدهد، آدمى هم بايد در برابر انجام كار نيك «تشويق» شود، و هم در برابر كار بد «توبيخ» بيند تا آمادگى بيشترى براى پيمودن مسير اول و گام نگذاردن در مسير دوم پيدا كند.
«تشويق» به تنهائى براى رسيدن به تكامل فرد يا جامعه كافى نيست؛ زيرا انسان در اين صورت مطمئن است انجام گناه خطرى براى او ندارد.
فى المثل مىبينيم: پيروان كنونى مسيح عليه السلام عقيده به «فداء» دارند، و معتقدند حضرت مسيح عليه السلام فداى گناهان آنها گرديده، حتى رهبرانشان گاه سند بهشت به آنها مىفروشند و گاه گناهشان را از طرف خدا مىبخشند! مسلماً چنين