تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
٢- امام كيست؟
از آيه مورد بحث اجمالًا چنين استفاده مىشود: مقام امامتى كه به ابراهيم عليه السلام بعد از پيروزى در همه اين آزمونها بخشيده شد، فوق مقام نبوت و رسالت بود.
توضيح اين كه: امامت معانى مختلفى دارد:
١- «امامت» به معنى رياست و زعامت در امور دنياى مردم (آن چنان كه اهل تسنن مىگويند).
٢- «امامت» به معنى رياست در امور دين و دنيا (آن چنان كه بعضى ديگر از آنها تفسير كردهاند).
٣- «امامت» به معنى تحقق بخشيدن به برنامههاى دينى اعم از حكومت به معنى وسيع كلمه، اجراى حدود و احكام خدا، اجراى عدالت اجتماعى و همچنين تربيت و پرورش نفوس در «ظاهر» و «باطن» و اين مقام، از مقام «رسالت» و «نبوت» بالاتر است؛ زيرا «نبوت» و «رسالت» تنها اخبار از سوى خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد «امامت» همه اينها وجود دارد به اضافه «اجراى احكام» و «تربيت نفوس از نظر ظاهر و باطن» (روشن است بسيارى از پيامبران داراى مقام امامت نيز بودهاند).
در حقيقت مقام امامت، مقام تحقق بخشيدن به اهداف مذهب و هدايت به معنى «ايصال به مطلوب» است، نه فقط «ارائه طريق».
علاوه بر اين، «هدايت تكوينى» را نيز شامل مىشود، يعنى تأثير باطنى و نفوذ روحانى امام و تابش شعاع وجودش در قلب انسانهاى آماده و هدايت معنوى آنها (دقت كنيد).
امام از اين نظر درست به خورشيد مىماند كه با اشعه زندگىبخش خود گياهان را پرورش مىدهد، و به موجودات زنده جان و حيات مىبخشد، نقش