تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١
بيش در آتش نمىسوزيم، مىخواستند: مسلمانان را نسبت به آئينشان دلسرد كنند.
ولى قرآن پرده از روى دروغ و تزوير آنان بر مىدارد؛ زيرا آنها به هيچ وجه حاضر به ترك زندگى دنيا نبودند و اين خود دليل محكمى بر كذب آنها است، راستى اگر انسان چنان ايمانى به سراى آخرت داشته باشد چرا اين قدر به زندگى اين جهان دل ببندد؟ و براى وصول به آن مرتكب هزار گونه جنايت شود؟
***
در آيه بعد، قرآن اضافه مىكند: «آنها به خاطر اعمال بدى كه پيش از خود فرستادند، هرگز تمناى مرگ نخواهند كرد» «وَ لَنْيَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ».
و مىافزايد: «و خداوند از ستمگران، آگاه است» «وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالِمينَ».
آرى آنها مىدانستند در پرونده اعمالشان چه نقطههاى سياه و تاريكى وجود دارد، آنها از اعمال زشت و ننگين خود مطلع بودند، خدا نيز از اعمال اين ستمگران آگاه است، بنابراين، سراى آخرت براى آنها سراى عذاب، شكنجه و رسوائى است و به همين دليل خواهان آن نيستند.
***
آخرين آيه مورد بحث، از حرص شديد آنها به ماديات چنين سخن به ميان آورده مىفرمايد: «تو آنها را حريصترين مردم بر زندگى مىبينى» «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ».
«حتى حريصتر از مشركان» «وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا».
حريص در اندوختن مال و ثروت، حريص در قبضه كردن دنيا، و حريص در انحصارطلبى، آنها حتى از مشركان كه طبعاً مىبايست در جمعآورى اموال از همه حريصتر باشند و از هر راه به دست آورند باكى نداشته باشند،