تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩
بخشى از كمالات او است، مانند خالقيت، رحمت و مانند آن.
از آنچه گفتيم: اين حقيقت نيز روشن شد كه گفتن «بسم اللّه» در آغاز هر كار، هم به معنى «استعانت جستن» به نام خدا است، و هم «شروع كردن به نام او» و اين دو يعنى «استعانت» و «شروع» كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكيك كردهاند و هر كدام يكى از آن دو را در تقدير گرفتهاند به يك ريشه باز مىگردد؛ زيرا اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعنى هم با نام او شروع مىكنم و هم از ذات پاكش استمداد مىطلبم.
به هر حال، هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مىكنيم- خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است- سبب مىشود از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم، مطمئنتر باشيم، بيشتر كوشش كنيم، از عظمت مشكلات نهراسيم و مأيوس نشويم، و ضمناً نيت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنيم.
و اين است رمز ديگر پيروزى به هنگام شروع كارها به نام خدا.
گر چه هر قدر در تفسير اين آيه، سخن بگوئيم كم گفتهايم؛ چرا كه معروف است: «على عليه السلام از سر شب تا به صبح براى ابن عباس تفسير بسم اللّه مىگفت، صبح شد در حالى كه از تفسير «باء» بسم اللّه فراتر نرفته بود». «١»
ولى با حديثى از همان حضرت اين بحث را همين جا پايان مىدهيم، و در بحثهاى آينده مسائل ديگرى در اين رابطه خواهيم داشت.
«عبداللّه بن يحيى» از دوستان امير مؤمنان على عليه السلام به خدمتش رسيد و بدونِ گفتنِ بسم اللّه بر تختى كه در آنجا بود نشست، ناگهان بدنش منحرف شد، بر زمين افتاد و سرش شكست، على عليه السلام دست بر سر او كشيد، زخم او التيام