تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
آنچه ممكن است مورد ايراد واقع گردد، همان است كه خود «ابن تيميه» در رساله «زيارة القبور» متعرض آن شده است، مىگويد:
«حاجتى را كه بنده از خدا مىخواهد اگر چيزى باشد كه جز از خداوند صادر نمىشود هر گاه آن را از مخلوق بخواهد مشرك است، همانند عبادت كنندگان ملائكه و بتهاى سنگ و چوبى و كسانى كه مسيح عليه السلام و مادرش را به عنوان معبود برگزيده بودند، مثل اين كه به مخلوق زنده يا مرده بگويد: گناه مرا ببخش، يا مرا بر دشمنم پيروز كن، يا بيماريم را شفا ده! ...
و اگر از امورى باشد كه بندگان نيز قادر بر انجام آن هستند در اين صورت مانعى ندارد كه تقاضاى آن را از انسانى كند، منتها شرايطى دارد؛ زيرا تقاضاى مخلوق از مخلوق ديگر گاه جائز است و گاه حرام ... پيامبر صلى الله عليه و آله به ابن عباس فرموده: هنگامى كه چيزى مىخواهى از خدا بخواه، و هنگامى كه يارى مىطلبى از خدا يارى بطلب، تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله به گروهى از يارانش توصيه فرمود:
هرگز چيزى از مردم نخواهند، آنها در عمل به اين توصيه تا آنجا پيش رفتند كه اگر تازيانه از دست يكى مىافتاد (و سوار بر مركب بود) به كسى نمىگفت اين تازيانه را به من بده، اين همان تقاضاى مكروه است، و اما تقاضاى جائز آن است كه انسان از برادر مؤمنش طلب دعا كند»!. «١»
بنابراين، ما هم مىگوئيم اگر به راستى كسى كار خدا را از غير خدا بخواهد و او را مستقل در انجام آن بداند مشرك است، ولى اگر از او شفاعتى بخواهد كه كار خود او است و خدا به او داده، نه تنها شرك نيست، بلكه عين ايمان و توحيد است، كلمه «مَعَ» در آيه «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» «٢»
نيز گواه بر اين مدعاست كه