تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢
كه آن روز برده و اسير بوديد، و امروز آزاديد و سربلند، در واقع اين محروميت مختصر بهاى آزادى است كه مىپردازيد. «١»
ولى تفسير اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد.
***
٢- آيا تنوعطلبى جزء طبيعت انسان نيست؟
بدون شك، تنوع از لوازم زندگى و جزء خواستههاى بشر است، كاملًا طبيعى است كه انسان پس از مدتى از غذاى يكنواخت خسته شود، اين كار خلافى نيست، پس چگونه بنى اسرائيل با درخواست تنوع، مورد سرزنش قرار گرفتند؟!
پاسخ اين سؤال با ذكر يك نكته روشن مىشود و آن اين كه: در زندگى بشر حقايقى وجود دارد كه اساس زندگى او را تشكيل مىدهد و نبايد فداى خور و خواب و لذائذ متنوع گردد.
زمانهائى پيش مىآيد كه توجه به اين امور، انسان را از هدف اصلى، از ايمان، پاكى و تقوا از آزادگى و حريت باز مىدارد، در اينجا است كه بايد به همه آنها پشت پا بزند.
تنوعطلبى در حقيقت دام بزرگى است از سوى استعمارگران ديروز و امروز، كه با استفاده از آن، افراد آزاده را چنان اسير انواع غذاها، لباسها، مركبها و مسكنها مىكنند كه خويشتنِ خويش را به كلى به دست فراموشى بسپارند، و حلقه اسارت آنها را بر گردن نهند.
***