تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠٧
مىخواهد به مسلمانان بفهماند همان گونه كه روزه گرفتن براى افراد سالم يك فريضه الهى است، افطار كردن هم براى بيماران و مسافران يك فرمان الهى مىباشد كه مخالفت با آن گناه است.
در قسمت ديگر آيه بار ديگر به فلسفه تشريع روزه پرداخته، مىگويد:
«خداوند راحتى شما را مىخواهد و زحمت شما را نمىخواهد» «يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لايُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ».
اشاره به اين كه روزه داشتن، گر چه در ظاهر يك نوع سختگيرى و محدوديت است، اما سرانجامش راحتى و آسايش انسان مىباشد، هم از نظر معنوى و هم از لحاظ مادى (چنان كه در بحث فلسفه روزه خواهد آمد).
اين جمله ممكن است به اين نكته نيز اشاره باشد كه: فرمانهاى الهى مانند فرمان حاكمان ستمگر نيست، بلكه در مواردى كه انجام آن مشقت شديد داشته باشد، وظيفه آسانترى قائل مىشود، لذا حكم روزه را با تمام اهميتى كه دارد از بيماران، مسافران و افراد ناتوان برداشته است.
سپس اضافه مىكند: «هدف آن است كه شما تعداد اين روزها را كامل كنيد» «وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ».
يعنى بر هر انسان سالمى لازم است در سال يك ماه روزه بدارد؛ چرا كه براى پرورش جسم و جان او لازم است، به همين دليل، اگر ماه رمضان بيمار يا در سفر بوديد، بايد به تعداد اين ايام روزه را قضا كنيد تا عدد مزبور كامل گردد، حتى زنان حائض كه از قضاى نماز معافند از قضاى روزه معاف نيستند.
و در آخرين جمله مىفرمايد: «تا خدا را به خاطر اين كه شما را هدايت كرده بزرگ بشمريد، و شايد شكر نعمتهاى او را بگذاريد» «وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».
آرى، شما بايد به خاطر آن همه هدايت در مقام تعظيم پروردگار بر آئيد، و