تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨
تعبير به انزال منّ و سلوى در مورد آنها شده است.
اين احتمال نيز وجود دارد كه «نزول» در اينجا به همان معنى معروفش باشد؛ چرا كه اين نعمتها مخصوصاً پرندگان (سلوى) از طرف بالا به سوى آنها مىآمده است.
***
٤- «غَمام» چيست؟
بعضى «غمام» و «سحاب» را هر دو به معنى ابر دانستهاند و تفاوتى ميان آن دو قائل نيستند، ولى بعضى معتقدند: «غمام» مخصوصاً به ابرهاى سفيد رنگ گفته مىشود، و در توصيف آن چنين مىگويند: «غمام ابرى است كه سردتر و نازكتر است در حالى كه سحاب به گروه ديگرى از ابرها گفته مىشود كه نقطه مقابل آن است، و «غمام» در اصل از ماده «غم» به معنى پوشيدن چيزى است و اين كه به ابر، غمام گفته شده است به خاطر آن است كه صفحه آسمان را مىپوشاند و اگر به اندوه، «غم» مىگوئيم نيز از اين جهت است كه گوئى قلب انسان را در پوشش خود قرار مىدهد». «١»
به هر حال، اين تعبير ممكن است به خاطر آن باشد كه بنى اسرائيل در عين اين كه از سايه ابرها استفاده مىكردند، نور كافى به خاطر سفيديشان به آنها مىرسيد، و آسمان تيره و تار نبود!
***
٥- اصلاح يك اشتباه
در پايان اين بحث ذكر اين نكته لازم است كه بعضى از مفسران «منّ» و «سلوى» را به معنى ديگرى غير از آنچه معروف و مشهور است تفسير كردهاند و