تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
به اين دو دليل سوره «فاتحة الكتاب» با اين جمله شروع مىشود: «ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است» «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ».
براى پى بردن به عمق و عظمت اين جمله لازم است، به تفاوت ميان «حمد»، «مدح» و «شكر» و نتايج آن توجه شود:
١- «حمد» در لغت عرب به معنى ستايش كردن در برابر كار يا صفت نيك اختيارى است، يعنى هنگامى كه كسى آگاهانه كار خوبى را انجام دهد، و يا صفتى را براى خود برگزيند كه سرچشمه اعمال نيك اختيارى است، ما او را حمد و ستايش مىگوئيم.
ولى «مدح» به معنى هر گونه ستايش است، خواه در برابر يك امر اختيارى باشد يا غير اختيارى، فى المثل تعريفى را كه از يك گوهر گرانبها مىكنيم، عرب آن را «مدح» مىنامد، و به تعبير ديگر مفهوم مدح، عام است در حالى كه مفهوم حمد خاص مىباشد.
اما مفهوم «شكر» از همه اينها محدودتر است، تنها در برابر نعمتهائى شكر و سپاس مىگوئيم كه از ديگرى با ميل و اراده او به ما رسيده است «١» و اگر به اين نكته توجه كنيم كه الف و لام «الحمد» به اصطلاح «الف و لام جنس» است و در اينجا معنى عموميت را مىبخشد، چنين نتيجه مىگيريم كه هر گونه حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.
حتى هر انسانى كه سرچشمه خير و بركتى است.
هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مىپاشد.