تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
نكتهها:
١- جمله: قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا «ما شنيديم و معصيت كرديم» به اين معنى نيست كه آنها اين سخن را به زبان جارى كردند، بلكه ظاهراً منظور اين است كه آنها با عمل خود اين واقعيت را نشان دادند، و اين يك نوع كنايه زيبا است كه در سخنان روزمره نيز ديده مىشود.
***
٢- جمله «وَ أُشْرِبُوا في قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ» نيز كنايه جالبى را منعكس مىكند كه بيانگر حال قوم يهود است.
توضيح اين كه: كلمه «اشراب» همان گونه كه از «مفردات راغب» بر مىآيد دو معنى دارد:
اگر از باب «أَشْرَبْتُ الْبَعِيْرَ» باشد يعنى ريسمان را به گردن شتر بستم بنابراين معنى جمله بالا اين مىشود: ريسمانى محكم از علاقه و محبت قلب آنها را با گوساله ارتباط داده بود.
و اگر از ماده «اشراب» به معنى آبيارى كردن يا ديگرى را آب دادن باشد و در اين صورت كلمه «حب» در تقدير خواهد بود و معنى جمله روى هم رفته چنين است:
بنى اسرائيل قلوب خود را با محبت گوساله سامرى آبيارى كردند.
اين جزو عادات عرب است كه هر گاه بخواهند علاقهاى سخت و يا كينه زيادى نسبت به چيزى را برسانند تعبيرى همانند تعبير بالا مىآورند.
ضمناً از تعبير فوق، نكته ديگرى نيز استفاده مىشود و آن اين كه: نبايد از اين كارهاى نادرست بنى اسرائيل تعجب كرد؛ زيرا اين اعمال محصول سرزمين قلب آنها است كه با آب شرك آبيارى شده، و چنين سرزمينى كه با چنان آبى