تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠
روز به روز بدبينتر و مأيوستر مىشوند و سرانجام به «انزواى اجتماعى» كشيده خواهند شد.
چرا كه نتوانستهاند، يا نخواستهاند نيازها و تقاضاها و گرفتارىهاى زمان را درك كنند.
آنها در تاريكى عميقى به سر مىبرند، و چون علل و انگيزه «حوادث» و نتايج آنها را تشخيص نمىدهند، در برابر هجوم اين حوادث، دستپاچه، وحشتزده، بىدفاع و بدون نقشه خواهند ماند و از آنجا كه سيرشان سير در تاريكى است در هر گامى مواجه با لغزش و زمين خوردنى هستند و چه زيبا فرموده آن پيشواى راستين: «آن كس كه از وضع زمان خود آگاه است مورد هجوم اشتباهات قرار نمىگيرد». «١»
رسالت دانشمندان هر عصر اين است كه با هوشيارى كامل اين مسائل، اين تقاضاها، اين نيازها، و اين خلأ روحى و فكرى و اجتماعى را فوراً دريابند و آنها را به شكل صحيحى پر كنند تا با امور ديگرى پر نشود؛ زيرا كه خلأ در محيط زندگى ما ممكن نيست.
از مسائلى كه- بر خلاف زعم مأيوسان و منفىبافان- ما به سهم خود به روشنى آن را دريافتهايم، تشنگى و عطش نسل حاضر براى درك مفاهيم اسلام و مسائل مذهبى است، نه تنها درك، بلكه چشيدن و لمس كردن و بالاخره «عمل كردن» است.
اين مسائل، بخش مهمى از روح و جان آنها را اشغال كرده، اما طبيعى است كه همه به صورت استفهام است و براى پاسخگوئى به اين خواستهها نخستين گام، برگرداندن ميراث علمى و فرهنگى اسلام به زبان روز، و پياده كردن همه آن