تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
افسوس كه به پناهگاه مطمئن ايمان، پناه نبردهاند تا از شر صاعقههاى مرگبار مجازات الهى نجات يابند.
جهاد مسلحانه مسلمين در برابر دشمنان همانند خروش رعد و صاعقه بر سر آنها فرود مىآمد، گاه گاه فرصتهائى، براى پيدا كردن راه حق نصيبشان مىشد و انديشههاشان بيدار مىگشت، ولى افسوس كه اين بيدارى همچون برق آسمان ديرى نمىپائيد، تا مىخواستند چند گامى بردارند خاموش مىشد و تاريكى غفلت و سپس توقف و سرگردانى جاى آن را مىگرفت.
پيشرفت سريع اسلام، همچون برق آسمانى چشم آنها را خيره كرده بود، و آيات قرآن كه پرده از رازهاى نهانيشان بر مىداشت همچون صاعقهها آنها را هدف قرار مىداد، هر دم احتمال مىدادند آيهاى نازل گردد و پرده از رازهاى ديگرى بر دارد و رسواتر شوند.
چنان كه قرآن در آيه ٦٤ سوره «توبه» مىگويد: يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما في قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُون:
«منافقان از اين مىترسند سورهاى بر ضد آنها نازل شود و آنچه در درون مخفى مىدارند، فاش گردد بگو هر چه مىخواهيد استهزاء كنيد خدا آنچه را از آن مىترسيد ظاهر مىسازد».
منافقان از اين نيز وحشت داشتند كه با علنى شدن اسرارشان فرمان جنگ از طرف خدا با اين دشمنان خائن داخلى صادر شود و مسلمانان كه در آن روز قوى و نيرومند بودند بر آنها، حمله كنند، آن چنان كه قرآن مىگويد: لَئِنْ لَمْيَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فيها إِلَّا قَليلًا* مَلْعُونينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيلًا:
«اگر منافقان و آنهائى كه قلبشان بيمار است و كسانى كه با اشاعه اكاذيب،