تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٠
ولى از آنجا كه هميشه افراد بهانه جو و ستمگرى هستند كه در برابر هيچ منطقى تسليم نمىشوند، استثنائى براى اين موضوع قائل شده، مىگويد: «مگر كسانى از آنها كه ستم كردهاند» «إِلَّا الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ».
كه اينها به هيچ صراطى مستقيم نيستند، اگر به سوى «بيت المقدس» نماز بخوانيد مىگويند: اين قبله يهود است و شما دنباله رو ديگرانيد، و اگر به سوى «كعبه» باز گرديد مىگويند: شما ثبات و بقائى نداريد، بقيه آئين شما نيز به زودى دستخوش دگرگونى خواهد شد!
اين بهانهجويان، به حق، شايسته نام ستمگر و ظالمند؛ چرا كه هم بر خود ستم مىكنند و هم بر مردم كه سد راه هدايت آنها مىشوند.
٢- از آنجا كه عنوان كردن اين گروه لجوج را با نام «ستمگر»، ممكن بود در بعضى توليد وحشت كند مىگويد: «از آنها هرگز نترسيد، و تنها از من بترسيد» «فَلاتَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْني».
اين يكى از اصول كلى و اساسى تربيت توحيدى اسلامى است كه از هيچ چيزى و هيچ كس جز خدا نبايد ترس داشت، تنها ترس از خدا (يا صحيحتر ترس از نافرمانى او) شعار هر مسلمان با ايمان است، كه اگر اين اصل بر روح و جان آنها پرتوافكن شود، هرگز شكست نخواهند خورد.
اما مسلماننماهائى كه به عكس دستور بالا، گاه از «شرق» مىترسند و گاه از قدرت «غرب» گاه از «منافقين داخلى» و گاه از «دشمنان خارجى» خلاصه، از همه چيز و همه كس جز خدا وحشت دارند آنها هميشه زبون، حقير و شكستخوردهاند.
٣- تكميل نعمت خداوند به عنوان آخرين هدف براى تغيير قبله ذكر شده، مىفرمايد: اين به خاطر آن بود كه شما را تكامل بخشم و از قيد تعصب برهانم «و