تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
نجات است، و جاى هيچ گونه نگرانى نيست.
بنابراين يهوديان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسيح عليه السلام، اهل نجاتند، همان گونه مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله.
اين معنى از شأن نزولى كه براى آيه فوق ذكر شده و بعداً به آن اشاره خواهيم كرد، نيز استفاده مىشود.
***
نكتهها:
١- سرگذشت جالب «سلمان فارسى»
بد نيست در اينجا شأن نزولى را كه براى تفسير آيه فوق آمده است و در تفسير «جامع البيان» (طبرى) جلد اول، نقل شده براى تكميل اين بيان بياوريم، در اين تفسير چنين مىخوانيم:
سلمان اهل جنديشاپور بود. با پسر حاكم وقت رفاقت و دوستى محكم و ناگسستنى داشت، روزى با هم براى صيد به صحرا رفتند، ناگاه چشم آنها به راهبى افتاد كه به خواندن كتابى مشغول بود، از او راجع به كتاب مزبور سؤالاتى كردند راهب در پاسخ آنها گفت:
كتابى است كه از جانب خدا نازل شده و در آن فرمان به اطاعت خدا داده و نهى از معصيت و نافرمانى او كرده است، در اين كتاب، از زنا و گرفتن اموال مردم به ناحق نهى شده است، اين همان «انجيل» است كه بر عيسى مسيح عليه السلام نازل شده.
گفتار راهب در دل آنان اثر گذاشت، و پس از تحقيق بيشتر به دين او گرويدند به آنها دستور داد: گوشت گوسفندانى كه مردم اين سرزمين ذبح مىكنند حرام است از آن نخورند.