تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
كه خدا را همانند خورشيد يك مبدأ مجبور فيض بخش مىدانند.
٤- جالب اين كه «حمد» تنها در آغاز كار نيست، بلكه پايان كارها نيز چنان كه قرآن به ما تعليم مىدهد، با حمد خدا خواهد بود.
در مورد بهشتيان مىخوانيم: دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين: «سخن آنها در بهشت نخست، منزه شمردن خداوند از هر عيب و نقص، تحيت آنها سلام، و آخرين سخنشان الحمد للّه رب العالمين است». «١»
٥- اما كلمه «ربّ» در اصل به معنى مالك و صاحب چيزى است كه به تربيت و اصلاح آن مىپردازد و كلمه «ربيبه» كه به دختر همسر انسان گفته مىشود از همين جا گرفته شده است؛ زيرا او هر چند از شوهر ديگرى است ولى زير نظر پدر خواندهاش پرورش مىيابد.
اين كلمه به طور مطلق تنها به خدا گفته مىشود، و اگر به غير خدا اطلاق گردد حتماً به صورت اضافه است مثلًا مىگوئيم: رَبُّ الدَّار: «صاحب خانه»، رَبُّ السَّفِيْنة: «صاحب كشتى». «٢»
در تفسير «مجمع البيان» معنى ديگرى نيز بر آن افزوده است و آن شخص بزرگى است كه فرمان او مطاع مىباشد، اما بعيد نيست هر دو معنى به يك اصل باز گردد. «٣»
٦- كلمه «عالَمِين» جمع «عالم» است و عالم، به معنى مجموعهاى است از موجودات مختلف كه داراى صفات مشترك و يا زمان و مكان مشترك هستند،