تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٤
عفو، و حتى گرفتن خونبها قاتل را مىكشتند!.
***
آيه بعد، با يك عبارت كوتاه و بسيار پر معنى پاسخ بسيارى از سؤالات را در زمينه مسأله قصاص بازگو مىكند مىفرمايد: «اى خردمندان! قصاص براى شما مايه حيات و زندگى است، باشد كه تقوا پيشه كنيد» «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».
اين آيه كه از ده كلمه تركيب شده، و در نهايت فصاحت و بلاغت است آن چنان جالب است كه به صورت يك شعار اسلامى در اذهان همگان نقش بسته، و به خوبى نشان مىدهد: قصاص اسلامى به هيچ وجه جنبه انتقامجوئى ندارد بلكه دريچهاى است به سوى حيات و زندگى انسانها.
از يكسو ضامن حيات جامعه است؛ زيرا اگر حكم قصاص به هيچ وجه وجود نداشت و افراد سنگدل احساس امنيت مىكردند جان مردم بىگناه به خطر مىافتاد، همان گونه كه در كشورهائى كه حكم قصاص به كلى لغو شده آمار قتل و جنايت به سرعت بالا رفته است.
و از سوى ديگر، مايه حيات قاتل است؛ چرا كه او را از فكر آدمكشى تا حد زيادى باز مىدارد و كنترل مىكند.
و از سوى سوم، به خاطر لزومِ تساوى و برابرى، جلوى قتلهاى پى در پى را مىگيرد و به سنتهاى جاهلى كه گاه يك قتل، مايه چند قتل و آن نيز به نوبه خود مايه قتلهاى بيشترى مىشد، پايان مىدهد، و از اين راه نيز مايه حيات جامعه است.
و با توجه به اين كه حكم قصاص، مشروط به عدم عفو است نيز دريچه ديگرى به حيات و زندگى گشوده مىشود.