تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
عموم جهانيان (جن و انس) با همكارى و هم فكرى اگر مىتوانند مانند آن را بياورند اما همه عاجز و ناتوان ماندند، و اين نشان مىدهد كه اين آيات مولود فكر آدمى نيست.
درست همان طور كه خداوند بزرگ از خاك، موجوداتى همچون انسان، با آن ساختمان شگفتانگيز، انواع پرندگان زيبا، جانداران متنوع، و گياهان و گلهاى رنگارنگ، مىآفريند و ما از آن كاسه و كوزه و مانند آن مىسازيم.
همچنين خداوند از حروف الفبا و كلمات معمولى، مطالب و معانى بلند را در قالب الفاظ زيبا و كلمات موزون ريخته و اسلوب خاصى در آن به كار برده كه همه انگشت حيرت به دندان گرفتهاند.
آرى، همين حروف در اختيار انسانها نيز هست ولى توانائى ندارند تركيبها و جملهبندىهائى بسان قرآن، ابداع كنند.
***
عصر طلائى ادبيات عرب
جالب توجه اين كه: عصر جاهليت يك عصر طلائى از نظر ادبيات بود، همان اعراب باديهنشين، همان پا برهنهها و نيمه وحشىها با تمام محروميتهاى اقتصادى و اجتماعى دلهائى سرشار از ذوق ادبى و سخن سنجى داشتند، به طورى كه اشعار يادگار آن دوران طلائى، از اصيلترين و پرمايهترين اشعار عرب محسوب مىشود، و ذخائر گرانبهائى براى علاقمندان ادبيات عربى اصيل است، اين خود بهترين دليل براى نبوغ ادبى و ذوق سخنپرورى اعراب در آن دوران مىباشد.
عرعربها در زمان جاهليت يك بازارِ بزرگِ سال، به نام «بازار عكاظ» داشتند كه در عين حال يك «مجمع مهم ادبى» و كنگره سياسى و قضائى نيز محسوب