تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢
جالب اين كه در هيچ يك از تواريخ نديدهايم كه عرب جاهلى و مشركان وجود حروف مقطعه در آغاز بسيارى از سورههاى قرآن را بر پيغمبر صلى الله عليه و آله خرده بگيرند، و آن را وسيلهاى براى استهزاء و سخريه قرار دهند، و اين خود مىرساند كه گويا آنها نيز از اسرار وجود حروف مقطعه كاملًا بىخبر نبودهاند.
به هر حال از ميان اين تفاسير، چند تفسير است كه از همه مهمتر و معتبرتر به نظر مىرسد، و هماهنگ با آخرين تحقيقاتى است كه در اين زمينه به عمل آمده، و ما اين چند تفسير را به تدريج در آغاز اين سوره، و سوره «آل عمران»، و سوره «اعراف» به خواست خدا بيان خواهيم كرد، اكنون به مهمترين آنها در اينجا مىپردازيم:
اين حروف اشاره به اين است كه: اين كتاب آسمانى با آن عظمت و اهميتى كه تمام سخنوران عرب و غير عرب را متحير ساخته، و دانشمندان را از معارضه با آن عاجز نموده است، از نمونه همين حروفى است كه در اختيار همگان قرار دارد.
در عين اين كه قرآن از همان حروفِ «الف، باء» و كلمات معمولى تركيب يافته، به قدرى كلمات آن موزون است و معانى بزرگى در بر دارد، كه در اعماق دل و جان انسان نفوذ مىكند، روح را مملو از اعجاب و تحسين مىسازد، و افكار و عقول را در برابر خود به تعظيم وا مىدارد، جملهبندىهاى مرتب و كلمات آن، در بلندترين پايه قرار گرفته و معانى بلند را در قالب زيباترين الفاظ مىريزد، كه همانند و نظير ندارد.
فصاحت و بلاغت قرآن، بر كسى پوشيده نيست، اين گفته صرف ادعا نمىباشد؛ زيرا آفريدگار جهان، همان كسى كه اين كتاب را بر پيامبر نازل كرده همه انسانها را دعوت به مقابله به مثل نموده است و از آنها خواسته اگر مىتوانند همانند آن، يا لااقل يك سوره مثل آن را، بياورند، او دعوت نموده است