تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
است شامل مىشود.
و از اينجا روشن مىشود: تفسيرهاى مختلفى كه مفسران در اين زمينه نقل كردهاند، همه در واقع به يك چيز باز مىگردد:
بعضى آن را به معنى اسلام.
بعضى به معنى قرآن.
بعضى به پيامبر و امامان راستين.
و بعضى آن را به آئين «اللّه» كه جز آن را قبول نمىكند، تفسير نمودهاند.
تمام اين معانى بازگشت به همان دين و آئين الهى در جنبههاى اعتقادى و عملى مىكند.
همچنين رواياتى كه در منابع اسلامى در اين زمينه وارد شده و هر كدام به زاويهاى از اين مسأله اشاره كرده، همه به يك اصل باز مىگردد، از جمله:
از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل شده: أَلصِّراطُ الْمُسْتَقِيْمُ صِراطُ الأَنْبِياءِ وَ هُمُ الَّذِيْنَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ: «صراط مستقيم راه پيامبران است و همانها هستند كه مشمول نعمتهاى الهى شدهاند». «١»
از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه در تفسير آيه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» فرمود: أَلطَّرِيْقُ وَ مَعْرِفَةُ الإِمامِ: «منظور راه و شناخت امام است». «٢»
و نيز در حديث ديگرى از همان امام نقل شده: وَ اللَّهِ نَحْنُ الصِّراطُ