تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢٢
و كم استعداد نيز مىتوانند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر به كار بندند، و از آن بيشتر بهره گيرند، اما متأسفانه در دنياى ما كسانى كه نيايش را در چهره حقيقىاش بشناسند بسيار كماند». «١»
از آنچه گفتيم: پاسخ اين ايراد كه مىگويند: دعا بر خلاف «رضا و تسليم» است نيز روشن شد؛ زيرا دعا همان طور كه در بالا شرح داده شد، يك نوع كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بىپايان پروردگار است.
به عبارت ديگر، انسان به وسيله دعا توجه و شايستگى بيشترى براى درك فيض خداوند پيدا مىكند، بديهى است كوشش براى تكامل و كسب شايستگى بيشتر، عين تسليم در برابر قوانين آفرينش است، نه چيزى بر خلاف آن.
از همه گذشته «دعا» يك نوع عبادت و خضوع و بندگى است، و انسان به وسيله دعا توجه تازهاى به ذات خداوند پيدا مىكند، و همان طور كه همه عبادات اثر تربيتى دارد، دعا هم داراى چنين اثرى خواهد بود.
و اين كه مىگويند: «دعا فضولى در كار خدا است! و خدا هر چه مصلحت باشد انجام مىدهد» توجه ندارند كه مواهب الهى بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مىشود، هر قدر استعداد و شايستگى بيشتر باشد، سهم بيشترى از آن مواهب نصيب انسان مىگردد.
لذا مىبينيم امام صادق عليه السلام مىفرمايد: إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْزِلَةً لاتُنالُ إِلَّا بِمَسْأَلَة: «در نزد خداوند مقاماتى است كه بدون دعا كسى به آن نمىرسد»!. «٢»
دانشمندى مىگويد: «وقتى كه ما نيايش مىكنيم خود را به قوه پايان