تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٥
ضمناً جمله إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ «هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد» براى بيان آخرين فرصت وصيت است كه اگر تأخير بيفتد از دست مىرود و گرنه، هيچ مانعى ندارد: انسان قبل از آن پيشبينى كار خود را كرده، وصيتنامه خويش را آماده كند، بلكه از روايات استفاده مىشود: اين عملِ بسيار شايستهاى است. «١»
و اين نيز نهايت كوتاه فكرى است كه انسان خيال كند با وصيت كردن فال بد مىزند و مرگ خويش را جلو مىاندازد، بلكه، وصيت يك نوع دورانديشى و واقعبينى غير قابل انكار است، و اگر مايه طول عمر نباشد مايه كوتاهى عمر هرگز نخواهد بود.
مقيد ساختن وصيت در آيه فوق با قيد «بِالْمَعْرُوف» اشاره به اين است كه وصيت بايد از هر جهت عقلپسند باشد؛ زيرا «معروف» به معنى شناخته شده براى عقل و خرد است.
هم از نظر مبلغ و مقدار، هم از نظر شخصى كه وصيت به نام او شده، و هم از جهات ديگر بايد طورى باشد كه عرف عقلاء آن را عملى شايسته بدانند، نه يك نوع تبعيض ناروا و مايه نزاع، دعوا و انحراف از اصول حق و عدالت.
*** هنگامى كه وصيت، جامع تمام ويژگىهاى بالا باشد، از هر نظر محترم و مقدس است، و هر گونه تغيير و تبديل در آن، ممنوع و حرام است، لذا آيه بعد مىفرمايد: «كسى كه وصيت را بعد از شنيدنش تغيير دهد، گناهش بر كسانى است كه آن را تغيير مىدهند» «فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذينَ