تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٤
٣- اين احتمال نيز وجود دارد كه: آيه ناظر به موارد ضرورت و نياز باشد يعنى در جائى كه انسان مديون است، يا حقى به گردن او است در آنجا وصيت كردن لازم است.
ولى از ميان اين تفاسير، تفسير اول نزديكتر به نظر مىرسد.
جالب اين كه در اينجا به جاى كلمه «مال» كلمه «خير» گفته شده است فرموده: اگر «چيز خوبى» از خود به يادگار گذارده، وصيت كند.
اين تعبير، نشان مىدهد: اسلام ثروت و سرمايهاى را كه از طريق مشروع به دست آمده باشد، و در مسير سود و منفعت اجتماع به كار گرفته شود، خير و بركت مىداند و بر افكار نادرست آنها كه ذات ثروت را چيز بدى مىدانند خط بطلان مىكشد و از زاهدنمايان منحرفى كه روح اسلام را درك نكرده و زهد را با فقر مساوى مىدانند، و افكارشان سبب ركود جامعه اسلامى و پيشرفت استثمارگران مىشود بيزار است.
ضمناً اين تعبير، اشاره لطيفى به مشروع بودن ثروت است؛ زيرا اموال نامشروعى كه انسان از خود به يادگار مىگذارد، خير نيست بلكه شر و نكبت است.
از بعضى از روايات استفاده مىشود تعبير «خير» مربوط به آنجا است كه اموال قابل ملاحظهاى باشد، و الا اموال مختصر، احتياج به وصيت ندارد، همان بهتر كه ورثه، آن را طبق قانون ارث در ميان خود تقسيم كنند، و به تعبير ديگر:
مال مختصر، چيزى نيست كه انسان بخواهد ثلث آن را به عنوان وصيت جدا كنند. «١»