تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٧
اينها خلاصه اعتراضاتى است كه پيرامون مسأله قصاص مطرح مىشود.
پاسخ:
دقت در آيات قصاص، در قرآن مجيد، جواب اين اشكالات را روشن مىسازد (وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ).
زيرا از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك، گاه بهترين وسيله براى رشد و تكامل اجتماع است، و چون در اين گونه موارد مسأله قصاص ضامن حيات و ادامه بقا مىباشد شايد از اين رو قصاص به عنوان غريزه در نهاد انسان گذارده شده است.
نظام طب، كشاورزى و دامدارى همه و همه روى اين اصل عقلى (حذف موجود خطرناك و مزاحم) بنا شده؛ زيرا مىبينيم به خاطر حفظ بدن، عضو فاسد را قطع مىكنند، و يا به خاطر نمو گياه شاخههاى مضر و مزاحم را مىبرند، كسانى كه كشتن قاتل را فقدان فرد ديگرى مىدانند تنها ديد انفرادى دارند، اگر صلاح اجتماع را در نظر بگيرند و بدانند اجراى قصاص، چه نقشى در حفاظت و تربيت ساير افراد دارد، در گفتار خود تجديدنظر مىكنند، از بين بردن اين افراد خونريز در اجتماع همانند قطع كردن و از بين بردن عضو و شاخه مزاحم و مضر است كه به حكم عقل بايد آن را قطع كرد، و ناگفته پيدا است تاكنون هيچ كس به قطع شاخهها و عضوهاى فاسد و مضر اعتراض نكرده است، اين در مورد ايراد اول.
در مورد ايراد دوم، بايد توجه داشت اصولًا تشريعِ قصاص هيچ گونه ارتباطى با مسأله انتقامجوئى ندارد؛ زيرا انتقام به معنى فرونشاندن آتش غضب به خاطر يك مسأله شخصى است، در حالى كه قصاص به منظور پيشگيرى از تكرار ظلم و ستم بر اجتماع است و هدف آن عدالتخواهى و حمايت از