تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٣
أَخيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ».
به اين ترتيب، از يكسو به اولياى مقتول توصيه مىكند: اگر از قصاص صرفنظر كردهايد در گرفتن خونبها زياده روى نكنيد و به طرز شايسته با توجه به مبلغ عادلانهاى كه اسلام قرار داده و در اقساطى كه طرف، قدرت پرداخت آن را دارد از او بگيريد.
و از سوى ديگر، با جمله «وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسان» به قاتل نيز توصيه مىكند كه: در پرداخت خونبها روش صحيحى در پيش گيرد و بدهى خود را بدون مسامحه به طور كامل و به موقع اداء نمايد.
و به اين صورت، وظيفه و برنامه هر يك از دو طرف را مشخص كرده است.
در پايان آيه، براى تأكيد و توجه دادن به اين امر كه تجاوز از حدّ از ناحيه هر كس بوده باشد، مجازات شديد دارد، مىگويد: «اين تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگارتان، و كسى كه بعد از آن از حد خود تجاوز كند عذاب دردناكى در انتظار او است» «ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَليمٌ».
اين دستور عادلانه «قصاص» و «عفو»، كه يك مجموعه كاملًا انسانى و منطقى را تشكيل مىدهد، از يكسو روشِ فاسدِ عصرِ جاهليت را كه هيچ گونه برابرى در قصاص قائل نبودند و همچون دژخيمان عصر فضا گاه در برابر يك نفر صدها نفر را به خاك و خون مىكشيدند، محكوم مىكند.
و از سوى ديگر راه عفو را به روى مردم نمىبندد، در عين حال احترام خون را نيز كاهش نمىدهد و قاتلان را جسور نمىسازد.
و از سوى سوم مىگويد: بعد از برنامه عفو و گرفتن خونبها هيچ يك از طرفين حق تعدى ندارند، بر خلاف اقوام جاهلى كه اولياى مقتول گاهى بعد از