تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٢
شده» تعبير مىكند، از جمله در آيه فوق و همچنين آيات آينده كه در مورد وصيت، و روزه سخن مىگويد، همين تعبير ديده مىشود.
اين تعبير اهميت و تأكيد مطلب را روشن مىكند؛ زيرا هميشه مسائلى را مىنويسند كه از هر نظر قطعيت پيدا كرده و جدى است.
«قصاص» از ماده «قَصّ» (بر وزن سدّ) به معنى جستجو و پىگيرى از آثار چيزى است، و هر امرى كه پشت سر هم آيد، عرب آن را «قصه» مىگويد و از آنجا كه «قصاص» قتلى است كه پشت سر قتل ديگرى قرار مىگيرد اين واژه در مورد آن به كار رفته است.
همان گونه كه در شأن نزول اشاره شد، اين آيات در مقام تعديل زيادهروىهائى است كه در جاهليت در مورد قتل نفس انجام مىگرفت، و با انتخاب واژه قصاص نشان مىدهد كه اولياء مقتول حق دارند نسبت به قاتل همان را انجام دهند كه او مرتكب شده.
ولى به اين مقدار قناعت نكرده در دنباله آيه، مسأله مساوات را با صراحت بيشتر مطرح مىكند، مىگويد: «آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، و زن در برابر زن» «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الأُنْثى بِالأُنْثى».
به خواست خدا توضيح خواهيم داد كه: اين مسأله دليل بر برترى خون مرد نسبت به زن نيست و مرد قاتل را نيز مىتوان (با شرائطى) در برابر زن مقتول قصاص كرد.
آنگاه براى اين كه روشن شود: قصاص حقى براى اولياى مقتول است و هرگز يك حكم الزامى نيست، و اگر مايل باشند مىتوانند قاتل را ببخشند و خونبها بگيرند، يا اصلًا خونبها هم نگيرند، اضافه مىكند: «اگر كسى از ناحيه برادر دينى خود مورد عفو قرار گيرد (و حكم قصاص با رضايت طرفين تبديل به خونبها گردد) بايد از روش پسنديدهاى پيروى كند (و براى پرداخت ديه، طرف را در فشار نگذارد) و او هم در پرداختن ديه كوتاهى نكند» «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ