تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٦
عدل جهان انسانيت است، يعنى آن چنان عدالت پيشه است كه گوئى تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پاى او در عدالت غرق گشته است، به گونهاى كه هر گاه به او نگاه كنى چيزى جز عدالت نمىبينى!
و همچنين در نقطه مقابل آن مىگوئيم: بنى اميه ذلت اسلام بودند گوئى تمام وجودشان تبديل به خوارى شده بود.
از اين تعبير، ايمان محكم و نيرومندى در سطح بالا استفاده مىشود.
پس از ايمان به مسأله انفاق، ايثار و بخششهاى مالى اشاره مىكند، مىفرمايد: «مال خود را با تمام علاقهاى كه به آن دارند به خويشاوندان، يتيمان، مستمندان، واماندگان در راه، سائلان و بردگان مىدهند» «وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ».
بدون شك، گذشتن از مال و ثروت براى همه كس كار آسانى نيست، مخصوصاً هنگامى كه به مرحله ايثار برسد؛ چرا كه حبّ آن تقريباً در همه دلها است، و تعبير «عَلى حُبِّه» نيز اشاره به همين حقيقت است كه آنها در برابر اين خواسته دل، براى رضاى خدا مقاومت مىكنند.
جالب اين كه در اينجا به شش گروه از نيازمندان اشاره شده: در درجه اول بستگان و خويشاوندان آبرومند، و در درجه بعد، يتيمان و مستمندان، سپس آنهائى كه نيازشان كاملًا موقتى است مانند واماندگان در راه و بعد سائلان، اشاره به اين كه نيازمندان همه اهل سؤال نيستند، گاهى چنان خويشتندارند كه ظاهر آنها همچون اغنيا است در حالى كه در باطن سخت محتاجند، چنان كه قرآن در جاى ديگر مىگويد: يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّف: «افراد ناآگاه آنها را به خاطر شدت خويشتندارى اغنياء تصور مىكنند». «١»