تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٢
و آمرزش خدا و جايگزين ساختن عذاب دردناك الهى به جاى آن، و اين معاملهاى است كه هيچ انسان عاقلى به سراغ آن نمىرود.
لذا، در پايان آيه اضافه مىكند: راستى عجيب است كه «چقدر در برابر آتش خشم و غضب خدا جسور و خونسردند»؟! «فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ».
***
آخرين آيه مورد بحث، مىگويد: «اين تهديدها و وعدههاى عذاب كه براى كتمان كنندگان حق بيان شده است به خاطر اين است كه خداوند كتاب آسمانى قرآن را به حق و توأم با دلائل روشن نازل كرده تا جاى هيچ گونه شبهه و ابهامى براى كسى باقى نماند» «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ».
با اين حال گروهى به خاطر حفظ منافع كثيف خويش، دست به توجيه و تحريف مىزنند و در كتاب آسمانى اختلافها به وجود مىآورند تا به اصطلاح آب را گلآلود كنند و از آن ماهى گيرند.
«چنين كسانى كه اختلاف در كتاب آسمانى مىكنند بسيار از حقيقت دورند» «وَ إِنَّ الَّذينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفي شِقاقٍ بَعيدٍ».
كلمه «شِقاق» در اصل، به معنى شكاف و جدائى است اين تعبير، شايد اشاره به اين باشد كه ايمان و تقوا و افشا كردن حق، رمز وحدت و اتحاد در جامعه انسانى است، اما خيانت و كتمان حقائق موجب پراكندگى و جدائى و شكاف است، نه شكاف سطحى كه آن را بتوان ناديده گرفت، بلكه جدائى و شكاف عميق!
***