تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧١
فيها وَ لاتُكَلِّمُونِ: «برويد و گم شويد در آتش دوزخ و ديگر با من سخن مگوئيد». «١»
اين سخن را خداوند به گنهكارانى مىگويد كه درخواست خلاصى از آتش دوزخ مىكنند، و مىگويند: «خداوندا! ما را از آن خارج كن و اگر بار ديگر باز گشتيم ستمگريم».
در سوره «جاثيه» آيات ٣٠ و ٣١ نيز نظير اين گفتگو از سوى خداوند با مجرمان مشاهده مىشود.
پاسخ اين است: منظور از سخن گفتن در آيات مورد بحث، سخن از روى لطف و احترام و محبت خاص است، نه سخنى كه به عنوان بىمهرى، تحقير، طرد و مجازات باشد كه اين خود يكى از دردناكترين كيفرها است.
اين نكته نيز چندان احتياج به توضيح ندارد كه معنى جمله «آن را به بهاى كمى نفروشيد!» اين نيست كه كتمان حق در برابر بهاى گزاف بىمانع است، بلكه، منظور اين است: هر بهاى مادّى كه در برابر كتمان حق گرفته شود، ناچيز و بىارزش است هر چند تمام دنيا باشد!.
***
آيه بعد، وضع اين گروه را مشخصتر مىسازد و نتيجه كارشان را در اين معامله زيانبار چنين بازگو مىكند: «اينها كسانى هستند كه گمراهى را با هدايت و عذاب را با آمرزش مبادله كردهاند» «أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ».
به اين ترتيب، از دو سو گرفتار زيان خسران شدهاند: از يكسو رها كردن هدايت و بر گزيدن ضلالت در برابر آن، و از سوى ديگر، از دست دادن رحمت