تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٩
جاهليت، آداب و رسوم خرافى آنها توجه كنيم و بدانيم آنها چگونه بدون دليل نعمتهاى حلال را بر خود ممنوع مىساختند و اين عادت به طورى در آنها نفوذ كرده بود كه همچون وحى آسمانى تلقى مىشد، و گاه آن را صريحاً به خدا نسبت مىدادند، نكته اين تأكيد روشن مىشود، قرآن مىخواهد اين افكار خرافى را از اين طريق به كلى از مغز آنها بيرون كند.
به علاوه تكيه روى عنوان «طيّب» همگان را متوجه اين دستور اسلامى مىكند كه از غذاهاى ناپاك، از گوشتهائى همچون گوشت مردار، درندگان و حشرات، و از مسكرات كه به شدت در ميان مردم آن زمان رواج داشت بپرهيزند. «١»
***
آيه بعد، براى روشن ساختن غذاهاى حرام و ممنوع و قطع كردن هر گونه بهانه چنين مىگويد: «خداوند تنها گوشت مردار، خون، گوشت خوك، و گوشت هر حيوانى را كه به هنگام ذبح نام غير خدا بر آن گفته شود تحريم كرده است» «إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ».
و به اين ترتيب سه قسمت از گوشتهاى حرام به اضافه خون كه، بيش از همه مورد ابتلاى مردم آن محيط بوده است را ذكر مىكند كه بعضى پليدى ظاهرى دارند و بر كسى مخفى نيست، مانند مردار، خون و گوشت خوك، و بعضى پليدى معنوى دارند مانند قربانىهائى كه براى بتها مىكردند.
انحصارى كه از آيه با كلمه «إِنَّما» استفاده مىشود به اصطلاح «حصر اضافى» است، يعنى منظور، بيان تمام محرمات نيست، بلكه هدف نفى بدعتهائى است كه آنها در مورد قسمتى از گوشتهاى حلال داشتند.