تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٥
نكتهها:
١- ابزار شناخت
بدون شك براى ارتباط انسان با جهان خارج ابزارى لازم است كه آنها را ابزار شناخت مىخوانند، و مهمتر از همه چشم و گوش براى ديدن و شنيدن، و زبان براى سؤال كردن است، لذا در آيه فوق بعد از آن كه اين افراد را به خاطر عدم استفاده از ابزار شناخت به افراد كر و لال و نا بينا تشبيه مىكند با ذكر «فاء تفريع» كه براى نتيجه گيرى است بلافاصله مىگويد: «بنابراين آنها چيزى نمىفهمند».
به اين ترتيب، قرآن گواهى مىدهد: اساسىترين پايه علوم و دانشها چشم و گوش و زبان است، چشم و گوش براى درك كردن مستقيم، و زبان براى ايجاد رابطه با ديگران و كسب علوم آنها.
در فلسفه نيز اين حقيقت ثابت شده كه حتى علوم غير حسى، در آغاز، از علوم حسى سرچشمه مىگيرد، و اين بحث دامنهدارى است كه اينجا جاى شرح آن نيست. «١»
***
٢- «يَنْعِقُ» از ماده «نعق»
در اصل، به معنى صداى كلاغ است بدون اين كه گردن خود را بكشد و سر خود را حركت دهد و «نغق» با «غين» نيز به همين معنا است، اما اگر به هنگام صدا دادن، گردن بكشد و سرش را تكان بدهد، «نَعَبَ» گفته مىشود. «٢»
ولى بعداً اين معنى توسعه يافته و به صداهائى كه در برابر حيوانات مىدهند