تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٤
تاريك و پرستاره با چشمكزدنهاى پر معنى خود با ما سخن مىگويند، و يا در پشت تلسكوپهاى عظيم خود را به ما نشان مىدهند، با آن نظام دقيق و عجيب خود، كه سراسر آنها را همچون حلقههاى يك رشته زنجير به هم پيوسته است.
و همچنين آفرينش زمين با انواع مظاهر حيات و زندگى كه در چهرههاى بسيار متنوع و در لباس صدها هزار نوع گياه و حيوان، جلوهگر شده، همه نشانههاى ذات پاك او و آئينههاى درخشان قدرت و علم و يگانگى او هستند.
عجب اين كه هر چه علم و دانش بشر پيشتر مىرود، عظمت اين عالم و وسعتش در نظر او بيشتر مىشود، و معلوم نيست اين گسترش علمى تا كى ادامه خواهد يافت؟!
امروز دانشمندان به ما مىگويند: هزاران هزار كهكشان در عالم بالا وجود دارد كه منظومه شمسى ما جزئى از يكى از اين كهكشانها است، تنها در كهكشان ما صدها ميليون خورشيد و ستاره درخشان وجود دارد كه روى محاسبات دانشمندان در ميان آنها ميليونها سياره مسكونى است با ميلياردها موجود زنده!، وه، چه عظمت، چه قدرتى؟!
٢- «و نيز در آمد و شد شب و روز ...» «وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ ...».
آرى اين دگرگونى ليل و نهار، و اين آمد و رفت روشنائى و تاريكى با آن نظم خاص و تدريجيش كه دائماً از يكى كاسته و بر ديگرى افزوده مىشود، و به كمك آن فصول چهارگانه به وجود مىآيد، و درختان و گياهان و موجودات زنده مراحل تكاملى خود را در پرتو اين تغييرات تدريجى، گام به گام طى مىكنند، اينها نشانه ديگرى از ذات و صفات متعالى او هستند.
اگر اين تغيير تدريجى نبود، و يا اين تغييرات توأم با هرج و مرج صورت مىگرفت و يا اصلًا هميشه روز، و يا هميشه شب بود، حيات و زندگى از صفحه كره زمين به كلى برچيده مىشد و اگر فرضاً وجود داشت دائماً دچار آشفتگى و