تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٨
خواهند كرد!
***
٤- واژه «تَوَّاب»
كه صيغه مبالغه است، اشاره به اين حقيقت نيز دارد كه اگر وسوسههاى شيطانى انسان را فريب داد و توبه خود را شكست، باز هم درهاى توبه به روى او بسته نخواهد شد، مجدداً بايد توبه كند و به سوى خدا باز گردد و حق را افشا نمايد؛ چرا كه خدا بسيار بازگشتكننده است، و هرگز نبايد از عفو و رحمت او مأيوس گشت.
***
٥- مگر لعن خدا كافى نيست؟
در آيه فوق، علاوه بر لعن خداوند، لعن همه لعنكنندگان نيز نثار افرادى شده بود كه حق را كتمان مىكنند، در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مگر لعن خدا به تنهائى كافى نيست؟
پاسخ اين سؤال روشن است؛ زيرا اين در واقع يك نوع تأكيد و ابراز تنفر و بيزارى همه جهانيان از افرادى است كه مرتكب چنين گناه بزرگى مىشوند.
و اگر گفته شود: چرا به طور عموم گفته شده، در حالى كه لااقل افرادى كه خود شريك اين جرمند (يعنى حق را كتمان مىكنند) به اين مجرمين لعن نمىكنند؟
مىگوئيم: حتى آنها نيز از نفس اين عمل متنفرند، به همين دليل اگر كسى حق را در مورد خودشان كتمان كند، مسلماً ناراحت مىشوند و بر او لعن و نفرين مىفرستند! منتها آنجا كه پاى منافع خودشان در ميان است، استثنائاً چشم مىپوشند.
***